تبليغاتX
نوشته های شخصی - نگاهی قرآنی به دهه فجر

 

والفجر، وليال عشر، والشفع والوتر، والليل اذا يسر...

به سپيده دم سوگند، و به شب هاي دهگانه به جفت و تك و به شب سياه آنگاه كه مي رود...

از مقطع ورود امام در 12 بهمن ماه 1357، 10 روز طول كشيد، و اين 10 روز بحق دهه فجر نام گرفته است. بي مناسبت نيست تا گريزي به قرآن زنيم و رمز و راز اين دهه را از لابلاي آيات مقدس الهي جستجو كنيم و ذهن و روح خويش را در مقطع كنوني نيز با پيامها و رهنمودهاي جانبخش و روح افزاي قرآني سيراب گردانيم.

آنچه كه از فجر در نگاه اول موردنظر مي باشد، همين سپيده دم و صبحگاه است، آن هنگام كه خورشيد از پس سياهي شب، با سرخي خونرنگش، انفجارهاي خود را در زمين نمود مي بخشد و به گفته مرحوم آيت الله طالقاني ‹‹ الف و لام الفجر، همين فجر مشهود و معهود را مي رساند، فجري كه عادت، عظمت و قدرت آنرا از نظرها پوشانده، همان كه پس از سلطه قاهر تاريكي و سكون شب، اشعه با اقتدار خورشيدش، پرده هاي تاريك را پي در پي مي شكافد و سرچشمه نور را از ميان افق، منفجر مي نمايد، و بندهايي كه بر حركت و حيات زده شده باز مي كند و خفتگان را برمي انگيزد و سراسر زندگي را دگرگون مي گرداند.

اشعه نور كه از منابع اصيل و سرشار قدرت مي تابد و از هر سو بر تاريكي كه پايه و منبعي ندارد چيره است، از يكسو افق تاريك شب را مي شكافد و دامنه هاي آن را بر مي چيند: والفجر... و از سوي ديگر بر خيمه شب پرتو مي افكند و تاريكي پايدار آن را، بي پايه و متلاشي مي نمايد: وليال عشر... و شايد سوگند الشفع ناظر به اهل عمومي تقارن و تركيب، و سوگند الوتر ناظر به وحدتي باشد كه از تقارن و تركيب بر مي آيد، يا پيش از آن وجود دارد، و مي توان گفت كه به دلالت بر سياق اين آيات، اين دو سوگند، تقارن نور و ظلمت، و اصالت و وحدت نور را مي رساند.››

اما رابطه فجر و شبهاي دهگانه بدين صورت است كه ذهن انسان را به سير تدريجي و حركت آرام و حساب شده حركت نور-كه سمبل حق است- در دل تاريكي و سياهي آشنا گرداند. به عبارت ديگر، همانگونه كه هلال ماه در شب اول ، در آسمان سياه و تيره ظاهر مي شود و حقانيت وجود خود را اثبات مي كند و هرچه شب مي گذرد و شب ها از پي هم مي آيند، بر حضور بيشتر و شدت نور ماه افزوده مي شودو اين هلال، مسير تبديل به قرص كامل و تلالو شب چهارده را طي مي كند كه روشنايي آن بر سر شب سايه ميگسترد و نمودي از روز روشن و حاكميت خورشيد آگاهي و آزادي مي باشد، مسير حركت حق و نيروهاي آزادي خواه و حق طلب نيز تمثيلي از همين حركت نور ماه در دل سياه و ظلماني حاكميت جور و ستم و استبداد است.

شب اول ماه « انقلاب اسلامي ايران» و هلال نازك آن به تعبيري در 15 خرداد 42 پديدار شد. جرقه اي زده شد و شبهايي را هر چند سياه و سرد و سنگين و تاريك و ظلماني پشت سر گذاشت، و هر چيز كه شب مي پنداشت با گذشت زمان ماندگارتر و محكم تر مي شود، هلال انقلاب ايران كاملتر مي شد. تا در سال 56 و 57 قرص كامل ماه تشكيل شد و انفجار انقلاب اسلامي از پس شب هاي دهگانه بوقوع پيوست، كاخ سياه ظلم و ستم سرنگون شد، و خورشيد استقلال آزادي جمهوري اسلامي از ميان سرخي خونرنگ پيكر مطهر شهدا در فجر انقلاب درخشيد و بر اذهان نور رهايي پاشيد و در قلوب انسانها، نهال شكوفايي مجدد اسلام در صحنه جهاني جوانه زد.

آري، در صحنه برخورد اجتناب ناپذير حق و باطل و نور و ظلمتي كه خدا در جهان وضع كرده است(الشفع) اصالت با نور و روشنايي است و پيروزي و فلاح و رستگاري از آن جبهه حق است(الوتر)

يك اصل هميشه برقرار است و آن سنت خداست كه حق بر باطل پيروز است، « ديو چو بيرون رود فرشته درآيد» ، «جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل كان زهوقا» به همان دليل كه وقتي شب برود « و اليل اذا يسر» وقوع فجر بامدادي حتمي است، در يك جامعه انساني نيز وقتي كه نيروهاي جبهه حق در متن حاكميت و اقتدار يك رژيم فاسد و كافر با هدايت رهبر و بر اساس سنت الهي به حركت مي افتد، نظام ستم دچار تزلزل ميگردد و هرچه از عمرش مي گذرد و جاوداني خود را شب شماري ميكند، برپوسيدگي دروني اش افزوده مي شود. و با قيام و جنبش و تظاهرات و راهپيمايي و اعتصابات مردم، يا مجبور به فرار مي شود، يا تن به تسليم و ذلت ميدهد و يا به جوخه اعدام دادگاه عدل اسلامي سپرده مي شود و يا در انفجار انقلاب اسلامي محو خاكستر ميگردد. آري همانگونه كه شب مي رود شاه نيز مي رود و فصل نظام ستم شاهي در كتاب تاريخ ملت مسلمان ايران به پايان مي رسد.

 

+ نوشته شده توسط سخایی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 9:28 |