تبليغاتX
نوشته های شخصی
 

یا زینب

سر نى در نينوا مى‏ماند اگر زينب نبود          كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زينب نبود

چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ‏      پشت ابرى از ريا مى‏ماند اگر زينب نبود

چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان‏            در كوير تفته جا مى‏ماند اگر زينب نبود

زخمه زخمى‏ترين فرياد،در چنگ سكوت‏        از طراز نغمه وا مى‏ماند اگر زينب نبود

در طلوع داغ اصغر،استخوان اشگ سرخ‏        در گلوى چشمها مى‏ماند اگر زينب نبود

ذو الجناح داد خواهى،بى‏سوار و بى‏لگام‏       در بيابانها رها مى‏ماند اگر زينب نبود

در عبور از بستر تاريخ،سيل انقلاب‏              پشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زينب نبود

 

+ نوشته شده توسط سخایی در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 19:4 |

یا حسین

عاشورا تابلوييست كه در آن شعر بلند عشق را با خون نگاشته اند

اي زينب اي دختر علي مگو كه بر شما چه گذشت، مگو كه در آن صحراي سرخ چه ديدي. مگو كه خداوند آن روز عزيزترين و خوشبوترين ارزشها و عظمتهايي را كه آفريده است، يكجا در ساحل فرات روي ريگزارها چگونه به نمايش آورد و بر فرشتگانش عرض كرد تا بدانند چرا ميبايست بر آدم سجده كنند.

اي زينب اي زبان علي در كام، با ملت خويش حرف بزن. اي زن اي كه مردانگي در ركاب تو جوانمردي آموخت. زنان ملت ما، اينان كه نام تو آتش عشق و درد بر جانشان مي افكند، به تو محتاجند، بيش از همه وقت ...

بگو اي خواهر بگو كه ما چه كنيم؟ دمي به ما گوش كن تا مصائب خويش را به تو باز گوييم به تو اي خواهر مهربان اين تو هستي كه بايد بر ما گريه كني...

اما تو اي حسين، اي چراغ راه، اي آموزگار بزرگ شهادت برقي از آن نور را بر اين شبستان سياه و نوميد ما بيفكن، قطره اي از آن خون را در بستر خشكيده و نيم مرده ما جاري ساز كفي از آتش آن صحراي آتشخيز را به اين زمستان سرد و فسرده ما بدم...

(استاد دكتر علي شريعتي)

يا حسين

 

+ نوشته شده توسط سخایی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 18:40 |

 

محو سخنان حاج همت بودم که در صبحگاه لشگر با شور و هیجان و حرکات خاص سر و دستش مشغول سخنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت های حاجی گیرا بود که کسی به کار دیگری نبپردازد. سکوت همه جا را فرا گرفته بود و صدا فقط صدای حاج همت بود و گاهی صدای صلوات بچه ها. 

تو همین اوضاع صدای پچ پچی توجه ها را به خود جلب کرد. صدای یکی از بسیجی های کم سن و سال لشگر بود که داشت با یکی از دوستاش صحبت می کرد. فرمانده دسته هرچی به این بسیجی تذکر داد که ساکت شود و به صحبت های فرمانده لشگر گوش کند، توجهی نمی کرد. شیطنتش گل کرده بود و مثلاً می خواست نشان بدهد که بچه بسیجی از فرمانده لشگرش نمی ترسد. خلاصه فرمانده دسته یک برخورد ی با این بسیجی کرد. 

سرو صداها کار خودش را کرد تا بالاخره حاج همت متوجه شد و صحبت هایش را قطع کرد و پرسید: «برادر! اون جا چه خبره؟ یک کم تحمل کنید زحمت رو کم می کنیم». کسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی در گوشش گفت. حاجی سری تکان داد و رو به جمعیت کرد و خیلی محکم و قاطع گفت: «آن برادری که باهاش برخورد شده بیاد جلو.»

بسیجی کم سن و سال شروع کرد سلانه سلانه به سمت جایگاه حرکت کردن.

حاجی صدایش را بلند تر کرد: «بدو برادر! بجنب»

بسیجی جلوی جایگاه که رسید، حاجی محکم گفت: «بشمار سه پوتین هات را دربیار» و بعد شروع کرد به شمردن.

بسیجی کمی جا خورد و سرش را به علامت تعجب به پهلو چرخاند.

حاجی کمی تن صدایش را بلندتر کرد و گفت: «بجنب برادر! پوتین هات».
 
بسیجی خیلی آرام به باز کردن بند پوتین هایش همه شاهد صحنه بودند. بسیجی پوتین پای راستش را که از پا بیرون کشید، حاجی خم شد و دستش را دراز کرد و گفت: «بده به من برادر!» 

بسیجی یکه ای خورد و بی اختیار پوتین را به دست حاجی سپرد. حاجی لنگ پوتین را روی تریبون گذاشت و دست به کمرش برد و قمقمه اش را درآورد. در آن را باز کرد و آب آن را درون پوتین خالی کرد. همه هاج و واج مانده بودند که این دیگر چه جور تنبیهی است؟

حاجی انگار که حواسش به هیچ کجا نباشد، مشغول کار خودش بود و یکدفعه پوتین را بلند کرد و لبه آن را به دهان گذاشت و آب داخلش را نوشید و آن را دراز کرد به طرف بسیجی و خیلی آرام گفت: «برو سرجایت برادر!» 

بسیجی که مثل آدم آهنی سرجایش خشکش زد بود پوتین را گرفت و حاجی هم بلند و طوری که همه بشنوند گفت: «ابراهیم همت! خاک پای همه شما بسیجی هاست. ابراهیم همت توی پوتین شما بسیجی ها آب می خوره، ابراهیم همت از همه شما التماس دعا داره»

جوان بسیجی یکدفعه مثل برق گرفته ها دستش را بالا برد و فریاد زد: برای سلامتی فرمانده لشگر حق صلوات.

و انفجار صلوات، محوطه صبحگاه را لرزاند.

خداوندا ما را از ادامه دهندگان راه شهید همت قرار ده. به عدد کلماتت آمین

+ نوشته شده توسط سخایی در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:43 |

 

 

+ نوشته شده توسط سخایی در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 12:6 |
 کاریکاتور :بوش و کابوس ایران هسته ای

 

+ نوشته شده توسط سخایی در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 10:8 |



پس از آنكه شيرين عبادي فعال به اصطلاح حقوق بشر جايزه صلح نوبل را دريافت كرد، مطبوعات اصولگرا معتقد بودند كه اين جايزه در راستاي خوش خدمتي هاي عبادي به غرب است، وقايع و صحبت هاي اخير شيرين عبادي گوياي اين مطلب است كه اعتقاد اصولگرايان نسبت به او صحيح بوده است، اين مقاله پرونده اين عنصر وابسته را تبيين و تشريح نموده است.
شيرين عبادي در نخستين كنفرانس مطبوعاتي خود در ايران پس از دريافت جايزه صلح نوبل فلسفه حقوق بشر را جلوگيري از جنگ عنوان كرد اما اينك اين مدافع حقوق ملت ها و مدعي صلح به واسطه رسانه هاي غربي از سازمان ملل مي خواهد ملت ايران را بيشتر مجازات كند. شيرين عبادي اين به اصطلاح فعال حقوق بشر كه زماني اظهار مي داشت، سخنگوي افراد خاموش جامعه است اكنون حقوق بنيادين ملت ايران را ناديده گرفته در مصاحبه با خبرگزاري فرانسه از موضع ايران در موضوع هسته اي به شدت انتقاد مي كند و مي گويد: ايران نبايد برحق دستيابي به انرژي هسته اي اصرار كند.
وي كه روزگاري خود را خدمتگزار در زمينه حقوق بشر مي ناميد و اظهار مي كرد، هرگز آن را از خود دريغ نخواهد كرد اينك حقوق ملتش را ناديده مي گيرد و ايران ستيزي و همنوائي اش با دشمنان ايران زمين درخصوص تعليق غني سازي به جايي رسيده كه حتي خشم برخي همفكرانش را نيز برانگيخته است به طوري كه حسين درخشان از نيروهاي به اصطلاح اپوزيسيون خارج از كشور در وبلاگش مي نويسد: «در پروژه غني سازي و پروژه ملي كردن نفت واكنش ابر قدرت هاي وقت به آن بسيار شبيه به هم است. از استدلال هاي شيرين عبادي در خصوص تعليق غني سازي مي توان درباره ماجراي ملي شدن صنعت نفت در دهه 1330 نيز استفاده كرد و اصل ايران را براي استفاده عادلانه از درآمد نفتي اش زير سؤال برد. من فكر مي كنم اگر خانم عبادي زمان مصدق زندگي مي كرد حتما طرف انگليسي ها را مي گرفت و در كنار انگليسي ها روبروي مصدق مي ايستاد.»
شيرين عبادي كه در اولين كنفرانس مطبوعاتي خود پس از دريافت جايزه نوبل از نظريه پردازان جنگ افروزي انتقاد مي كرد در مصاحبه با نشريه فرانسوي ماريان تاكيد مي كند: در قطعنامه هاي اول و دوم شوراي امنيت مجازات هايي عليه ايرانيان درنظر گرفته شد اما الان وقت آن است كه اين مجازات ها بيشتر شود. وي ادامه مي دهد: مي شود همانطور كه در فهرست مجازات هاي سازمان ملل متحد پيشنهاد شده مجازات هاي وسيعتري را عليه ايرانيان درنظر گرفت.اين توصيه هاي شيرين عبادي در حالي است كه پيش از مزه كردن دلارهاي آمريكايي زير زبانش فعال حقوق بشر را همواره دور از قدرت و داخل مردم معرفي مي كرد و حتي درباره حضور آمريكا در منطقه خاورميانه و دخالتش در عراق و كشتار ملت فلسطين از سوي رژيم صهيونيستي مي گفت: «بر اين اعتقادم كه سرنوشت هر كشور را همان ملت تعيين مي كند و پيشبرد حقوق بشر از طريق تانك و ابزار هاي جنگي امكان پذير نيست. هيچ كشوري حق ندارد به بهانه دموكراسي و حقوق بشر و صلح در مسائل داخلي كشورها دخالت كند».
شيرين عبادي پس از دريافت جايزه صلح نوبل وقتي در تهران مقابل دوربين هاي داخلي و خارجي براي نخستين بار ظاهر شد اعلام كرد:«سعي مي كنم فعاليت هاي خود را گسترش دهم تا ثابت كنم لياقت دريافت جايزه نوبل را داشتم.» آن روز هيچكس منظور او را بدرستي درك نكرد و شايد اين سوال براي كسي پيش نيامد كه برنده صلح نوبل به كه ثابت خواهد كرد لياقت جايزه را داشته است؟ اما امروز اين موضوع به وضوح آشكار شده است، بطوريكه در هر پرونده اي كه به گونه اي خوراكي مناسب براي رسانه هاي ضد ايراني محسوب شود شاهديم كه وي در لباس وكيل مدافع ظاهر مي شود تا با پرو پا گاندا و ايجاد جنجال رسانه اي بدهي خود را به دشمنان ملت ايران زمين بپردازد و خوش خدمتي اش را به اثبات برساند.
دريافت جايزه صلح نوبل از پاپ براي شيرين عبادي افتخاري عظيم بود، بطوريكه در اين باره گفت:«مفتخرم يكي از اولين كساني كه به من بعنوان يك زن مسلمان تبريك گفتند عالي جناب پاپ رهبر كاتوليك جهان بود، اما نگفت هنگام دريافت جايزه صلح نوبل از دستان عالي جناب پاپ چه نمادي از زن مسلمان ايراني داشت. وي درباره رعايت نكردن حجاب در كنفرانس مطبوعاتي اش در لندن گفت: قوانين جزايي درون مرزي هستند. طبق قانون دولت جمهوري اسلامي ايران رعايت حجاب براي زناني كه در ايران به سر مي برند ضروري است. من به قانون احترام مي گذارم و حجاب سر مي كنم اما نگفت استفاده از پوشش در ايران ريشه در تاريخ دارد بطوريكه زنان سلسله هخامنشيان هنگام حضور در اجتماعات حجاب داشتند. پوششي كه بي شباهت به حجاب امروزي نبود.
و نگفت كه زنان سرزمين اش بدون تصويب هيچ بند و تبصره اي تا پيش از ماجراي كشف حجاب، حجاب داشتند و نگفت كه رضاخان قلدر در مسجد گوهرشاد زنان را به جرم داشتن پوشش اسلامي به خاك و خون كشيد و زنان ايراني در مقابله با قانون كشف حجاب سالها درها را بر روي خود بستند، در خانه هايشان محبوس ماندند اما بدون حجاب در كوچه و برزن ظاهر نشدند.
كودكان براي شيرين عبادي وسيله بودند. بهانه اي براي ورودش به عرصه حقوق بشر كه اتفاقاً خيلي زود هم از جانب وي كنار گذاشته شدند. متاسفانه شيرين عبادي كه پس از دريافت جايزه صلح نوبل مي توانست با صداي رسايي، زن مسلمان شرقي را به جهانيان معرفي كند و از مظلوميت زنان و كودكان آسيب ديده در مقابل تجاوز وحشيانه نظاميان قدرت هاي سلطه گر دفاع كند و جنگ سالاران محافظه كار را زير سوال برده پيام صلح، دوستي و برابري اسلام را به گوش دنيا برساند با سياه نمايي و دادن آدرس غلط به دشمنان با ديكتاتوري خواندن نظام مردم سالار ايران اسلامي همزبان با سياستهاي كاخ سفيد، نهاد مقدسي همچون سپاه پاسداران را كه به همراه سرافرازان ارتش جان بركف براي حفظ اين آب و خاك هستي خود را در طبق اخلاص نهاده اند و ملت ايران نيز هميشه قدردان آن بوده و هستند را تروريست مي خواند. همچنين درباره گزارش البرادعي مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي در مورد انحراف نداشتن ايران از فعاليتهاي هسته اي مي گويد: من كاري به اين گزارش ندارم. حرف من اينست كه غني سازي بايد هر چه زودتر متوقف شود و در اين جا اين سوال به اذهان خطور مي كند كه اگر عده اي از جمله شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل نقش سرباز پياده نظام سلطه گران را بازي نمي كرد آيا دشمنان سرزمين عزيزمان باز هم جرات توهين، تهديد، تحريم و انگ زدن به نظام مردم سالار جمهوري اسلامي ايران را پيدا مي كردند؟

+ نوشته شده توسط سخایی در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 13:12 |